![]() |
![]() |
|
| درد دلهای یک عکاس |
|
بی نظمی شهری در کلانشهر تهران
![]() برای دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنیید برچسبها: تهران, بی نظمی ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 14 اردیبهشت1391ساعت 11:18 توسط مهدی کاوه ای |
|
|
بعضی اوقات واقعا دیگه آدم گیج میشه نا سلامتی ما عکاس خبری هستیم و یکی از کارهای که برای یک عکاس واجبه دیدن عکسه اما سراغ اینترنت که میریم برای عکس دیدن آنقدر با فیلترینگهای مختلف برخورد میکنی که بیخیال عکس دیدن میشی دیگه یک سرچ ساده هم در گوگل امکان پذیر نیست دوربینت را دست میگیری و تصمیم میگیری با چندتا از دوستات بری بیرون عکاسی اما با وجود داشتن کارت خبری و صدتا انجمن و نامه نیروی انتظامی باز هم به مشکل برمیخوری که یک سازمانی همون روز افتتاح شده که تو باید مجوز اونجا هم میگرفتی با هزار دردسر و چرب زبونی عکسای میگیری . تصمیم میگیریم عکسها را توی وبلاگت بزاری اما میبینی هرسایتی که میشه در اونجا عکس آپلود کرد را فیلترفرمودند آخه یکی به این دانشمندان بگه تشیخص میدید که اینترنت پاک بشه درست . تشخیص میدید که فیلتر کنیید درست. اما لااقل یک چیزی درست و حسابی جایگزین کنیید تا مردم استفاده کنند و اونقدر قابلیت داشته باشه که مردم دیگه بیخیال اونسایتهایی که فیلتر شده بشن |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 فروردین1391ساعت 18:32 توسط مهدی کاوه ای |
|
|
برای دیدن همچین صحنه های لازم نیست جای خاصی برید فققط کافیست در یکی از محله های جنوبی شهر مدتی قدم بزنیید برای دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنیید
برچسبها: اعتیاد ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 11 بهمن1390ساعت 11:28 توسط مهدی کاوه ای |
|
|
یک روز تعطیل را برای عکاسی از برف میهمان دماوند شدیم ![]() برای دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنیید
برچسبها: زمستان, دماوند, برف, کاوه ای ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 26 دی1390ساعت 9:54 توسط مهدی کاوه ای |
|
![]() ماسوله کویر یا شهر تاریخی مجن در 33کیلومتری شمال غربی شاهرود واقع شده که امسال عاشورا را میهمان مردم خون گرم آن بودیم وقتی رسیدیم که آفتاب دامن خودرا از خانه های پله کانی و زیبای شهر برچیده بود و شب پاییزی با سرمای نافذ خود کوچه پس کوچه های شهر را قرق کرده بود اماذوق و شوق عاشورای حسینی در مردم وعشق به امام این قرق را شکسته بود و خود گرما بخش بود به دنبال جایی برای استراحت بودیم که با آقای صحرایی آشنا شدیم . ایشان شهردار شهر مجن بودند مردی خونگرم و وارسته که با پیدا نکردن جای برای ما حاضر شد یکی از اتاقهای خانه خود را برای ما آماده کند بعد از اندکی استراحت تصمیم گرفتیم تا در شهر گشتی زده تا با فضای شهر کمی آشنا شویم ، کوچه های شهر همه سنگفرش شده بودند که اکثر آنها به حسینیه ای که در بالا ترین نقطه شهر قرار داشت ختم میشدند درو دیوار کوچه ها رابه مناسبت عاشورا با پارچه های مشکی و رنگی آذین بسته بودند وبعضی از اهالی هم خانه های خود را به آشپز خانه تهیه غذای نذری تبدیل کرده بودند ،بوی هیزم و غذای نذری داخل این کوچه های پله کانی ،صدای زیارت عاشورا و نوحه ای که از تکیه ها پخش میشد باعث میشد که ان سرمای سوزان شب را فراموش کنی و خبر از شور و اتفاقی که قرار بود در روز عاشورا در این شهر برپا شود میداد . هیاتی در یکی از خانه های کوچک خود را کفن پوش کرده بودند و در حالی که حلقه ای ایجاد کرده بودند سینه میزدن اهالی آنان را به هیات قمه زنان میشناختند اما سالها بود که این سنت غلط را که به اشتبا ه وارد عزاداری حسینی شده بود کنار گذاشته بودند و خو د را جانثاران حسین می نامیدند زنان از بالای بامها عزاداری را با چشمان تر نظاره گر بودند مراسم را چندین نوحه گر هدایت میکردند و هریک بعد از ایجاد یک شور مجال را به دیگری میداد هنگام عکاسی از مراسم سادگی و بی ریای آن پرده اشک را بر چشمانم میکشد و دوربین را راها میکردم خود را در امواج جاری در فضا غرق میکردم . کل مراسم های تکایا ساعت 10 شب به پایان رسید ماهم تصمیم به استراحت گرفتیم تا خود را به مراسم فردا آماده کنیم اما شهر بیدار بود وسعت واقعه عاشورا خواب را از چشمانش ربوده بود شب از این که جای خود را به صبح دهد خجالت میکشد چرا که اتفاقی قرار بود در روز بی افتد غم آن تا آخر دنیا جاری میشد . صبح بعد از بانگ اذان دیگر بلندگو ها سکوت را بر خود حرام کردند بعد از نمازصبح مردم علم ها و نخلی را که از حسینیه بالا قرار بود به حرکت در آید آذین می بندند به علت باریکی کوچه ها زنان ترجیح میدادند بر بامها بشینند و راه را برای عبور نخل باز بگذارند باشروع مراسم اول علم ها به حرکت در آمدند و به سوی نخل رفتد بعد نخل با جامه ای سبز در روی دستان جمعیت در دل کوچه ها به حرکت در آمد کاروان علمها شبیه انسانی سربه زیر و غمگین جلوی نخل به حرکت در آمدند وگویا با خود نخل که نمادی از جنازه امام هست به همراه دارند،کاروانی نمادین از اسرای کربلاهم در جلوی نخل با اسبها و شترها حرکت مکنند زنان از پشتبام ها با اشکهای خود و شیشه های گلاب نخل را شستشومی دادند ،دسته های سینه زنی و زنجیرزنی جلوی نخل حرکت میکردند تا این که به پایین و جلوی امام زاده رسیدند در جلوی امام زاده مراسم تعزیه ای بود که صحنه صحرای کربلا و کشته شدن طفلان مسلم را باز سازی کرده بودند با به آتش کشیده شدن خیمه ها خورشید از خجالت رخ در دود پنهان کرده و فریاد یا حسین جمعیت آسمان را شکافت و مراسم تعزیه به پایان رسید بعد همه اهالی وضو گرفته و همانجا در خیابان مجاور امام زاده به نماز ایستادند و زیبایی مراسم پایانی این است که شمر این مراسم کنار امام حسین با هم به نماز می ایستند . شمر هم خود بیشتر گریه میکند. بعد از مراسم جمعیت به سمت حسینیه ها و تکیه ها می روند تا با غذای نذری از آنها پذیرایی کنند و شهر در سکوتی غم انگیز به سوی شام غریبان میرود. لینکهای تصاویر مراسم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 آذر1390ساعت 15:18 توسط مهدی کاوه ای |
|
|
بلوار کشاورز در تهران به علت هتلهای بزرگی که اطراف آن قرار دارد و پارک لاله تقریبا به یک مکان توریستی تبدیل شده اما زباله ها تصویر زیبای آن راتغییر داده اند ![]() برای دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنیید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 5 آبان1390ساعت 11:26 توسط مهدی کاوه ای |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عکاسی را عاشقانه دوست دارم مخصوصا عکاسی از طبیعت را
|
| پیوندهای روزانه |
|
فوتو بلاگ رامهرمز وب سایت من گزرو صدای ادبیات ایران منظر ویسی سایت جهانگیر رزمی اول شخص مفرد نسل نو مهدی اسدی مصطفي قطبي آرشیو پیوندهای روزانه |
| برچسبها |
|
تهران (1) برف (1) اعتیاد (1) زمستان (1) دماوند (1) کاوه ای (1) بی نظمی (1) |
|
RSS
|